Friday, 22 July 2011
خدا خر را آفرید و به اوگفت: تو بار خواهی برد،
show details Jul 16 (7 days ago) |
خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد

خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.
سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا!سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.
میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.
و
....
...
..
.
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.
انسان گفت:سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.
و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...
و
....
...
..
.
سال مثل انسان زندگی می کند!!!
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد
و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!
Thursday, 21 July 2011
سرقت مسلحانه از یک طلافروشی در شهرستان نیشابور در حضور ماموران
امروز پنج شنبه 30/4/90 ساعت 6 بعد از ظهر سرقت مسلحانه از یک طلا فروشی در خیابان امام این شهرستان که در مرکز این شهر واقع شده است موجبات نگرانی مردم مخصوصا" صنف طلا فروش را به دنبال داشت بنا به گذارشات شاهدان عینی این حادثه در حضور ماموران امنیتی این شهر به وقوع پیوسته است لازم بذکر است که این دومین سرقت مسلحانه در طی یک سال گذشته میباشد
Wednesday, 13 July 2011
در شهر خبرها هست
در شهر خبرها هست
هفته سوم تیرماه 1390 برای ایرانیان خبرهای بس مهم دارد. جمعيت کشور به ۷۴.۵ ميليون نفر می رسد.
یک عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران می گوید: "۳۵ درصد از مردم ایران، دچار بیماری روانی هستند." یعنی یک سوم ازاین جمعیت بالای 74 میلیونی بیماری روانی دارند.
این جمعیت دارای یک رکورد فوق جهانی هم هست: "تنبلی ایرانیان بالاتر از متوسط جهان است. بر اساس آمارهای جهانی ایرانیان بعد از اعراب و آفریقاییان جایگاه سوم تنبلی را در جهان به خود اختصاص دادهاند."

این ملت ـ– باعرض پوزش-ـ تنبل که یکسومش هم روانی هستند، رهبر معظمی دارند، چنین: "سیدخراسانی یک انگشتش هم نمی شود." این را آیت اله خزعلی معروف گفته است. او دارای فوق دکترای "امام زمان" شناسی است و حرفش ردخور ندارد. بنابراین " رهبرمعظم" در کنار دست" آقا امام زمان" قرار می گیرد که روزی روزگاری گفته بودند " سیدخراسانی" همراهش می آید. نمی دانستند جمهوری اسلامی خودش امام زمان تعیین می کند. ظاهرا هنوز نوبت"ظهور" آقا امام زمان نرسیده، اما دستورات لازم رابه محمد یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، داده است:" ولی فقیه از سوی امام زمان معین شده و دستورات او را هم معین كردهاند و فرمودهاند كه گوش به حرف ولی من دهید." و البته این ولی فقیه خودش یک پا معصوم است:" ولی فقیه هیچگاه اشتباه نمیكند."
شاید علی مطهری که معتقد است مجلس به شاخه دفتر رهبری تبدیل شده ومجلسیها از دفتر رهبری کسب تکلیف میکنند یا منتظر "ندایی" از آیتالله خامنهای هستند، باید ازمحمد یزدی بپرسد که این سیاست ولی فقیه اشتباه است یانه؟
و این جمهوری اسلامی رئیس جمهوری دارد شهره جهان. یکی دو سال پیش امام زمان این" هدیه الهی" رافرستاده بود والبته از طریق "همه مردان لب گور": جنتی و خزعلی و مصباح . حالا به او می گویند "آشغال" و فاسد . آقای دکتر هاله نور در سر داشت و ملائک تانیویورک همراهش رفته بودند، اما این هفته توسط جعفر شجونی خلع درجه می شود:" احمدینژاد ديگر اصولگرا نيست." لابد برای همین هم قبای"نوکر" ی به تن می کند. البته معلوم نیست نوکر آقای خیابان پاستور است یا نوکر اقای چاه چمکران. فقط معلوم است می خواهد هر جوری شده تا انتخابات بماند. امیر محبیان، تئوری پرداز جناح راست و سردبیر روزنامه رسالت، دستش را رومی کند:" آقای دکتر احمدی نژاد هنوز آرام نشده است.انتخابات ریاست جمهوری برای وی یک هدف غایی نبود و هدفی میانی بود.او می خواهد برای انتخابات سال 92 با تیم و کاندیدای خود به میدان بیاید.منشور آقای احمدی نژاد در جیب خودش است. و خودش دقیقا می داند کجا می خواهد برود و ما فقط می توانیم حدس بزنیم. "
همین دولت مورد بحث، اختیار انتشار آمار را از بانک مرکزی سلب می کند تا آقای دکتر احمدی نژاد با خیال راحت منشورش را از جیبش دربیاورد و آماری را بخواند برای قرار گرفتن روی موج خبری: "رشد اقتصادی ایران ۱۰درصد است."
صندوق بینالملل پول، رشد اقتصادی ایران را، برای سال ۸۹ صفر و برای سالجاری یک درصد اعلام کرده است. قائممقام بانک مرکزی هم به صندوق بینالملل جواب داده است:"نخیرم. رشد اقتصادی ایران درسال گذشته 4/3 درصد بوده است."
بیشتر ازشش درصدافزایش رشد در فاصله ای کوتاه حتی از معجزه هم ساخته نیست، فقط می تواند ازجیب "نوکر" در بیاید. اما کسی تعجب نمی کند وجنجالی هم بپا نمی شود.
فقط آیت الله امجد که از کشور مهاجرت کرده است، در نماز جمعه کولا لامپور می پرسد: "تا کی می خواهید به مردم دروغ بگوئید ؟"
حسنی، امام جمعه معروف ارومیه هم که گویا دلش برای ابراهیم نبوی تنگ شده، حضور پیدا می کند تابگوید:" آقای احمدینژاد آدم داشمشتی است .".

یک نظریه حاکی است: "تابستان امسال، منتظر مباحث پرطمطراق و جنجالی زیادی باشید؛ قرار است افکار عمومی مشغول باشند. تا همین الان هم چند موضوع داغ و البته بیفایده و بینتیجه را بر سر زبانها انداختهاند؛یکیش خانه های ییلاقی."
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، روی نکته ای قابل تامل دست می گذارد:"حدود یک ماه پیش، فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد این کشور قصد دارد تولید اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد را به سه برابر افزایش داده و غنیسازی را از نطنز به تأسیسات فردو انتقال دهد. در ایران اعلام این خبر از سوی رژیمی که اعتبار خود را از دست داده واکنشی در پی نداشت و به سرعت تحتالشعاع نمایشهای سیاسی داخلی قرار گرفت که به مجادلات جنجالی بین رهبر، و رئیسجمهور اختصاص داشت. اما آنچه ایران اعلام کرد بیانیهای مهم بود و روشنتر از همیشه نشان می داد برنامه هستهای ایران برای مقاصد صرفاً صلحآمیز طراحی نشده است."

این هفته هم خبرهای مهم کم نیست.
آژانس بين المللی انرژی اتمی درخواست ايران برای تاييد همکاری کامل تهران در شماری از زمينه ها با آژانس را رد می کند. يوکيا آمانو، پس از ديدار ۴۰ دقيقه ای با علی اکبر صالحی، وزير خارجه جمهوری اسلامی آب پاکی روی دستش می ریزد: «مسئله اصلی و اساسی به جای خود باقی است و هنوز هم حل نشده است. ايران به تعهدات خود عمل نمی کند."
نماینده ارومیه در مجلس می گوید: "به دلیل اجرا نشدن طرح عملی برای برون رفت این تالاب از وضعیت بحرانی،دریاچه ارومیه رفته رفته رخت کفن بر تن کند. اگر دریاچه ارومیه خشک شود،کشاورزی به طور کامل از بین می رود .استان آذربایجان از بین می رود."
به همین سادگی. آذربایجان از بین می رود.
حمیدرضا کاتوزیان، رئیس کمیسیون انرژی مجلس، خبر می دهد: "دولت با اختصاص بودجههای عمرانی به امور جاری و از جمله پرداخت نقدی یارانهها، بسیاری از طرحها را متوقف کرده است.بخشی از بودجه توسعه میدان پارس جنوبی نیز صرف پرداخت نقدی یارانهها شده است."
به همین سادگی. آذربایجان از بین می رود.
حمیدرضا کاتوزیان، رئیس کمیسیون انرژی مجلس، خبر می دهد: "دولت با اختصاص بودجههای عمرانی به امور جاری و از جمله پرداخت نقدی یارانهها، بسیاری از طرحها را متوقف کرده است.بخشی از بودجه توسعه میدان پارس جنوبی نیز صرف پرداخت نقدی یارانهها شده است."
و درست همزمان با این سخنان، توقف صدور کمپرسورهای گازی، قلب پارس جنوبی هدف تحریم های آلمان قرار می گیرد.
دبیر انجمن کارخانه های قند وشکر ایران هشدار می دهد: "فاجعه دیگری در راه است."
خبرگزاری آسوشيتدپرس می نويسد :"به نظر می رسد معاملات بين حکومت ايران و شبکه القاعده افزايش يافته است .القاعده از حکومت ايران خواسته است برای ده ها نفر از اعضای القاعده و خانوده اسمه بن لادن که در ايران تحت کنترل امنيتی شديدی قرار دارند،شرايط بهتری فراهم شود. یکی ازاین ا فراد سیف العدل است.او با وجوديکه می تواند به پاکستان سفر کند ترجيح داده است فعلا همراه خانواده خود در ايران باقی بماند . خاک ايران ازنظراحتمال حمله کماندوهای آمريکايی امن تر از پاکستان است. سيف العدل مصری، جزو افراد اصلی تحت تعقيب دولت آمريکا است و حدس زده می شود که مغز متفکر چند عمليات القاعده از جمله بمب گذاری سال ۱۹۹۸ در جوار سفارتخانه های آمريکا در دو پايتخت آفريقايی باشد."
سپاه ناگهان دست به مانور نظامی می زند. رزمایش موشکی ۱۰ روزه شروع می شود. میرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوا فضای سپاه، آمریکا را تهدید می کند:" بیش از ۷۰ درصد پایگاههای دشمن در منطقه در تیررس موشکهای کوتاه برد و میان برد سپاه قرار دارند." او از شلیک دو فروند موشک دوربرد در بهمن ماه گذشته به سمت اقیانوس هند بهمن خبرمی دهد.
سردار حجازی،معاون آمادگی، پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح درصد تهدید را صد در صدمی کند:" دشمنان و نيروهاي فرامنطقهاي مطمئن باشند اگر عليه جمهوري اسلامي ايران دست به تعرضي بزنند تمام داشتههاي آنها در منطقه در تيررس نيروهاي مسلح ما خواهد بود و در كوتاهترين زمان آنها را از كرده خود پشيمان ميكنيم."
و هنوز این رزمایش شروع نشده، ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، از آزمایش موشکهای بالستیک قادر به حمل کلاهک اتمی و نقض قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت توسط جمهوری اسلامی پرده بر می دارد. و خیلی زود درز می کند که ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه، این خبر را لو داده است.
بله."دوست و متحد طبیعی" نظام،خبرچین آمریکا از کار درآمده است.
پشت پرده خبری هست؟ ظاهرا هاشمی رفسنجانی که نمی گذارد ذره ای از چسبندگیش به "مقام معظم ر هبری" کم شود .خبر دارد:
الان آمریکاییها رفتار تلخی با ما دارند. یعنی مثل اینکه تصمیمهایی گرفته اند. در گذشته اگر تصمیم میگرفتند، بروز نمیکرد.
ولی الان رئیس جمهور، وزیر خارجه و سایر شخصیتهای آمریکا علیه ایران اظهارنظرهایی دارند که خیلی تند است. عملشان هم معلوم است. اروپاییها هم همیشه با آمریکا بودند. بعضی از آقایان فکر میکردند میتوان اروپا را از آمریکا جدا کرد. این کار آسانی نیست. منافع مشترک دارند. تا حدی حاضرند با ایران کار کنند، ولی اگر قرار باشد مشترکات آنها و آمریکا آسیب ببیند، حاضر نمیشوند از آمریکا جدا شوند."
دکتر احمدی نژاد، هنوز دارد منشورش را می خواند:" کشور ما مشکلی ندارد به زور میخواهند مشکل درست کنند."
دولت جمهوری اسلامی وزیر خارجه ای زاده عراق دارد.او از دل یک بمب گذاری منسوب به اسرائیلی ها به وزارت خارجه راه یافته و دارد گرد جهان می گردد . می گویند سیاست ترمیمی دارد. اخرهاشمی گفته است:" آقایان در اظهارات خود میگویند میخواهیم با همه دنیا رابطه داشته باشیم و همکاری کنیم. در صحبت، با حرفهای دولتهای گذشته فرقی ندارد. ولی عمل کردن به این خواست آن گونه نیست که الان آقایان رفتار میکنند. بالاخره بیجهت نیست که روابط ما با کشورهای همسایه در این مقطع اینگونه تیره شده است."
سخن مثل همیشه فشرده و چندوجهی او را رضا تقی زاده باز می کند:"سفر اروپايی وزير خارجه دولت بحران زده ايران در حالی انجام مي شود که ماشين ديپلماسی جمهوری اسلامی عملا از حرکت بازمانده و مناسبات خارجی ايران سرد ترين دوران تاريخ سياسی خود را تجربه مي کند.چهار سال پس از کاهش عملی سطح مناسبات سياسی ايران با جامعه اروپا و اعلام سياست مطالعه نشده «نگاه به شرق »، قطع مذاکرات مربوط به امضاء قرارداد همکاری های اقتصادی و تجاری ايران با جامعه اروپا، محروم ساختن ايران از ايفای نقش شريک راهبردی انرژی اروپا، قطع کامل سرمايه گذاری های کشور های اروپايی در ايران و خروج کليه شرکتهای معتبر نفت اروپايی از طرح های نفت و گاز کشور، اعلام تحريم های يک جانبه جامعه اروپا عليه تهران....، اينک علی اکبر صالحی انتظار دارد بتواند زمينه انجام گفتگو های جدی تری را با کشور های بزرگ اروپايی فراهم سازد."
نماينده اسما منقضی خدمت شده ايران در آژانس علی اصغر سلطانیه نام دارد. چرا او بر نمی گردد؟ رضانجفی جانشینش چرا به وین نمی رود؟ شایداین خبر گاردین جواب این پرسش ها را بدهد:" مقامات ارشد ایران، اسرائیل و نماینده های اعراب در بروکسل در هفته گذشته جمع شدند و در مورد خاورمیانه ی عاری از سلاح کشتار جمعی بحث کردند.علی اصغر سلطانیه در راس هیات نمایندگی ایران و جرمی ایساچاروف سفیر و معاون امور استراتژیک در وزارت خارجه اسرائیل در راس هیات اسرائیلی در این جلسه حضور داشتند."
حق با محمد جواد حجتی کرمانی است که به طنز می گوید:" گویا در شهر هیچ خبری نیست."
تنها مشکل" خاتمی ها" مانده است.محمد رضا نقدی، یک زاده دیگر عراق که حالا رييس سازمان بسيج مستضعفين است، همه هم پیاله های محمد رضا خاتمی، را بازبانی چاله میدانی و با فارسی سلیس معرفی می کند:"هتاکان به سپاه پاسداران، مزدور و منافق هستند. اين افراد مزدوران و اجنبیهايی هستند که حتماً عليه سپاه پاسداران صحبت میکنند و به نهادهای ديگر مقدس نظام اسلامی هجمه وارد میکنند.
این فرد هتاک هم پياله کسی است که در انتخابات به کشورهای اروپايی مراجعه میکند و از دولتهای استعمارگر و احزاب صهيونيستی و فراماسونر کمک مالی دريافت میکند؛ اين فرد از قماش کسی است که در انتخابات رياستجمهوری سال ۸۸ از پادشاه جنايتکار بحرين با اعزام نمايندهای به نفع خود کمک مالی دريافت کرد؛ وی همپياله کسی است که با پادشاه عربستان که اکنون کشورش مأمن تمامی ديکتاتوران منطقه شده، برای برگزاری انتخابات در ايران مذاکره و همفکری میکند.ضعف اينجاست که وقتی اين افراد مزدوری کردند و وابستگی خود را نشان داده و اين موارد احراز شد، با اينگونه افراد برخورد نشد و طبيعتاً روی اين افراد زياد میشود و اين سخنان را مطرح میکنند."
رییس اداره سیاسی سپاه هم روی محمد خاتمی را کم می کند:" خاتمی، برانداز و از سردمداران فتنه است."
سپاه، دارد از حالا مهره های صحنه انتخابات رایکی یکی می زند. نگاهها در دل تابستان به زمستان است. لیس جوردن، تحلیلگر آمریکایی و از مشاوران مطبوعاتی شورای امنیت ملی آمریکا، در دوران ریاست جمهوری جورج بوش، "بهار عربی" را به زمستانی برای حکومت ایران پیوند می زند.
درياسالار مايک مولن، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا،برای خروج نیروهای آمریکائی از عراق باورق ایران بازی می کند:" ايران باهدف کشتار سربازان آمریکائی تسليحات پيشرفته در اختيار گروههای افراطی شيعه عراق قرار میدهد،. بنابراین هرگونه توافقی که براساس آن قرار باشد نيروهای آمريکايی پس از پايان سال جاری در عراق بمانند، منوط به حل این مساله است."
هیلاری کلینتون دست روی سوریه می گذارد. خواننده جوان سوری را گلو دریده یافته اند. " بلبل انقلاب سوریه" قربانی مامورین امنیتی دمشق ـ– تهران شده است. خون او بر خشم مردم می افزاید. صدها هزارنفربه خیابانها می آیند وزیر خارجه آمریکا می گوید:" اسد سخت در اشتباه است اگر گمان کرده آمریکا میخواهد او بماند."
ناگهان اوضاع در سوریه تغییر عجیبی می کند. گزارش را سایت دیپلماسی ایرانی می دهد و از زبان محمد ایرانی سفیرسابق جمهوری اسلامی در سوریه. نیروهای سرکوبگر ازخیابانها می روند. سفرای آمریکا و فرانسه در میان مردم ظاهر می شوند، با آنها راه پیمائی می کنند و به ملاقات زخمی ها می شتابند.
هیلاری کلینتون دست روی سوریه می گذارد. خواننده جوان سوری را گلو دریده یافته اند. " بلبل انقلاب سوریه" قربانی مامورین امنیتی دمشق ـ– تهران شده است. خون او بر خشم مردم می افزاید. صدها هزارنفربه خیابانها می آیند وزیر خارجه آمریکا می گوید:" اسد سخت در اشتباه است اگر گمان کرده آمریکا میخواهد او بماند."
ناگهان اوضاع در سوریه تغییر عجیبی می کند. گزارش را سایت دیپلماسی ایرانی می دهد و از زبان محمد ایرانی سفیرسابق جمهوری اسلامی در سوریه. نیروهای سرکوبگر ازخیابانها می روند. سفرای آمریکا و فرانسه در میان مردم ظاهر می شوند، با آنها راه پیمائی می کنند و به ملاقات زخمی ها می شتابند.
گفت و گوی دولت سوریه با مخالفان شروع می شود. شخصیتهای معارض،با فاروق الشرع معاون رئیس جمهوری سوریه به گفت و گومی نشینند:"مخالفان تقریبا بی مهابا سخنان خود را بیان کردند. سخن از آزادی زندانیان سیاسی، تغییر یا اصلاح قانون اساسی، آزادی مشارکت احزاب در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، برگزاری انتخابات آزاد و دهها خواسته دیگر در سخنان آنان وجود داشت. "
به نظر می آید سناریوی چهارم از 5 سناریوی لوموند برای سوریه در حال اجرائی شدن است:"اتحادی از سنی ها و علوی ها ایجاد شود و از این طریق به سلطه مطلق خاندان اسد پایان داده شود و قدرت بطور عادلانه میان گروه ها و اقوام مختلف سوریه تقسیم شود."
به نظر می آید سناریوی چهارم از 5 سناریوی لوموند برای سوریه در حال اجرائی شدن است:"اتحادی از سنی ها و علوی ها ایجاد شود و از این طریق به سلطه مطلق خاندان اسد پایان داده شود و قدرت بطور عادلانه میان گروه ها و اقوام مختلف سوریه تقسیم شود."
محمد ایرانی می نویسد :" شاید ریشه این تغییر مشی را باید در بیرون سوریه و در مسائل منطقه و به هم پیوستگی پروندههای مختلف حوزه منطقه ای جست و جو کرد."
فرانسه اعلام می کند: قذافی آماده رفتن است. سعید حریری در پاریس خواهان خلع سلاح حزب اله می شود.
روز بطور اختصاصی متن کامل نامه مهم محمدجواد حجتی کرمانی رامنتشر می کند. او می پرسد:
- آژیرهای سقوط را نمی شنوید؟
خواست محمدخاتمی برای انتخابات آزاد که توسط هاشمی رفسنجانی تکرار می شود، درخواست خامنه ای و جنتی از سپاه برای عدم مداخله در سیاست، در متن تحول منطقه بیشتر قابل درک است.
آخرین روزهفته دکتر عبدالکریم لاهیجی خبر می دهد:" پرونده ناپدید شدن موسوی، کروبی و همسرانشان در سازمان ملل در حال رسیدگی است." آیت اله دستغیب خواهان آزادی آنها می شود. انگار در شهر خیلی خبرها هست.

شعر بیژن جلالی سخت شنیدنی است:
چه صبری دارند درخت ها
در سرما و برف
وچه سکوت گویایی دارند
زیرا بهار همیشه همراهشان است
و امیدشان جایی درآسمان هاست
Tuesday, 12 July 2011
دیوار کشی جنسی، امنیت اجتماعی یا سرخوردگی جنسی ؟
دیوار کشی جنسی، در زندگی روزمره مردم از همان سال های آغازین حکومت جمهوری اسلامی با جدا سازی دختران وپسران در مدارس شروع شد وکم کم در اتوبوس های شهری با کشیدن میله، این تفکیک جنسی پر رنگ تر شد. در یک دوره صحبت از آن بود که زنان حق مراجعه به پزشک متخصص زنان زایمان مرد، را ندارند اما این طرح به تصویب نرسید وامروز بازار اخبار اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها داغ است. برخی از دست اندرکاران حکومت اسلامی در ایران، سعی بر آن دارند که دلیل وقوع حوادثی مانند جنایت خمینی شهر را به رعایت نکردن موازین اسلامی از جمله حجاب، درجامعه ربط دهند. این در حالی است که دکتر فواد صابران روانپزشک مقیم پاریس، معتقد است تفکیک جنسیتی در جامعه، خود می تواند یکی از دلایل وقوع حوادثی مانند تجاوز باشد. او در این خصوص می گوید:"سرکوب های جنسی در جامعه همیشه از یک جای دیگر طغیان می کند ومتاسفانه در جامعه ایران، بین مسئله سکس وجنس، دائم از سکس صحبت می شود، از طرفی سرکوبی ومحرومیت نتیجه اش این است که احساسات طبیعی انسان نمی تواند به مجرای انسانی وارد شود ودر حالت وحشیت و حیوانی انسان، بروز می کند."
دکتر صابران، همچنین معتقد است که تفکیک جنسیتی از همان دوران کودکی وپنهان نگه داشتن دو جنس دختر وپسر از یکدیگر می تواند در سنین بالاتر موجب وقوع جرائمی چون تجاوز شود.
او می گوید:"اگر اجازه ندهند که از همان دوران کودکی وتا ۱۵ سالگی، شخص سوالات جنسی خود را مطرح وپاسخ آن را دریافت کند ودائم با سرکوب وپنهان کاری مواجه شود نتیجه اش در دوران جوانی روحیه جنگجویی وخشونت وتجاوزگری است. این در حالی است که غریزه جنسی یکی از ستون های خوشی بشر است وطبیعی است که وقتی جلوی آن را سد کنند در یک جایی طغیان می کند."
این روانپزشک همچنین معتقد است که ۳۰ درصد از افراد متجاوز کسانی هستند که خود در دوران کودکی یا نوجوانی مورد تجاوز قرار گرفته اند که البته این تجاوز می تواند به صورت کلامی ویا تنبیه بدنی هم باشد.
دکتر صابران در پاسخ به این پرسش که در این اتفاقات، قربانی اصلی چه کسی است، می گوید:"مهم ترین چیز این است که در جامعه در مورد این اتفاقات، باید صحبت کرد. اگر سکوت کنیم، این سکوت وسیع تر می شود، به مانند همان سکوتی که درخانواده ها هست وبه بچه یاد نمی دهند که مسئله جنسی نیست وتبعاتش را درسنین بالاتر می بینیم. بنا براین، قربانی فقط فردی نیست که مورد تجاوز قرار می گیرد. در برخی موارد ممکن است فرد متجاوز هم دست به خودکشی بزند."
بازخوانی پرونده های مختلف جرائم تجاوزهای گروهی که در بهار سال جاری در ایران رخ داد نشان می دهد که قربانیان همگی زن بوده اند ودر هجوم های گروهی عده ای از مردان مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند. برخی متهمان ،دارای سوابق شرارت متعدد در پرونده خود هستن
ترسناکترین منطقه کشور + عکس
ریگ جن، شگفتانگیزترین اسرارآمیزترین و ترسناکترین منطقه ایران است، با باتلاقهای سهمگین که مرگ را برای هر موجودی زندهای به ارمغان میآورد. اتفاقات بیپاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزارهای این منطقه محل قتل و دفتن موجوات زنده بسیاری بوده است.
آیا در ایران منطقهای ملقب به «مثلث برمودا» وجود دارد؟ آیا تا به حال از بیابانی به نام «ریگ جن» چیزی شنیدهاید؟ منطقهای کویری و پر از تپههای ماسهای که در جنوب سمنان، شرق دریاچه نمک، شمال چوپانان و اناراک و غرب جندق قرار دارد." ریگ جن" منطقهای کویری و دارای تپههای ماسهای در کویر مرکزی ایران است و به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب، در گذشتههای دور، محل عبور کاروانها نبوده و فقط در سالها اخیر، چند گروه از محققان و سیاحان به آن منطقه رفتهاند.
به گزارش هفته نامه سیاحت-تجارت، فرو رفتن در گل و لجن در «ریگ جن»، شاید یکی از خطرناکترین اتفاقاتی باشد که ممکن است گریبانگیر مسافران ناوارد شود و آنها را به کام مرگ بکشاند. سالهای متمادی، هیچکس جرات آنکه به «ریگ جن» سفر کند و راز این کویر اسرارآمیز را کشف کند، نداشت، یا اگر حتی جراتش را هم داشت، به دلیل ناآشنایی با منطقه در راه میماند، اما بالاخره چند سال پی، طلسم «ریگ جن» توسط علی پارسا،کویرشناس مقیم آمریکا شکسته شد. او به همراه آقای میرانزاده، رئیس وقت پارک ملی کویر، با هواپیما بر افراز ریگ جن رفتند تا ثابت کنند که هیچ چیز شگفتانگیزی در ریک جن وجود ندارد.
علی پارسا، اما یک سال بعد، با ماشین وارد «ریگ جن» شد و بعد از آن بسیاری از کویرنوردان از «ریگ جن» گذشتند. البته با تجهیزات کامل، که نه گرفتار روح شدند و نه جن زده!
مهمترین مسئله اینکه اگر تا به حال کویر نوردی نکردهاید و به اصطلاح حرفهای نیستید، برای اولین تجربه، به هیچ عنوان «ریگ جن» را برنگزینید که در این صورت، رفتنتان با خودتان است و برگشتنتان با خدا، حتی اگر هم حرفهای هستید، حتماً به طور گروهی به این منطقه سفر کنید. بهترین وسیله برای سفر به این منطقه جیپهای سبک وزن است، نقشه را هم فراموش نکنید، چون سفر به «ریگ جن» بسیار خطرناک است.
برای سفر به «ریگ جن» حداقل باید به اندازه دو هفته آب، بنزین، غذا و وسایل فنی ماشین را به همراه داشته باشید. در ضمن، بلد محلی را فراموش نکنید، چون محلیها معمولاً آدمهای کار کشتهای هستند و علاوه بر تعیین مسیر، حتی در شرایط سخت، خیلی خوب میتوانند راهنماییتان کنند.
بخشی از منطقه، نسبتاً مسطحتر است با تپهها کوچکتر، بنابراین عبور از آن نسبتاً آسان به نظر میرسد ولی با کمی پیشروی، با کم شدن ارتفاع به اراضی باتلاقی میرسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی میرسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی میرسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی بیفایده است، بنابراین بهتر است از سمت شمال غربی به حرکتتان ادامه دهید. وقتی آخرین کوههایی که 2300 متر ارتفاع دارند را رد کردید، به بخش شمالی «ریگ جن»میرسید. از اینجا، کوه دماوند را هم میتوانید ببینید. با ادامه این مسیر، به پارک ملی کویر میرسید.
اگر شما مسیر دیگری را میپسندید، میتوانید با استفاده از نقشه و راهنما، مسیر جدیدی را تجربه کنید، اما تمام سختیها و بالا و پایینها، یک طرف و آسمان پرستاره شبهایی ریگ جن هم یک طرف. خوابیدن روی شنهای روان، روی تپهای بلند و چشم دوختن به آسمانی که حتی یک نقطه سیاه ندارد و شهاب سنگهایی که هر از گاهی مثل تیر فرشتگان حافظ زمین، که شیاطین را از نزدیک شدن به زمین باز میدارند، تمام خستگی روزانه و در شن و باتلاق فروفتن را از تن شما میزداید!
محلیهای این منطقه، چوپانها و ساربانها معتقدند که اگر کسی پایش به ریگ جن برسد، بلافاصله ناپدید و توسط ارواح و موجودات ماورایی به قلب ریگجن فرستاده میشود!
یکی از کاوشگران میگوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه میرسند، میایستند و به هیچ عنوان حرکت نمیکنند!
آیا واقعاً این منطقه مثلث برمودای ایران است؟ «آلفونز گابریل» اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشتند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ کدام نتوانستند از این بخش از کویر عبور کنند و ناچار به سمت یزد برگشتند.
ریگ جن، شگفتانگیزترین اسرارآمیزترین و ترسناکترین منطقه ایران است، با باتلاقهای سهمگین که مرگ را برای هر موجودی زندهای به ارمغان میآورد. اتفاقات بیپاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزارهای این منطقه محل قتل و دفتن موجوات زنده بسیاری بوده است.

به گزارش هفته نامه سیاحت-تجارت، فرو رفتن در گل و لجن در «ریگ جن»، شاید یکی از خطرناکترین اتفاقاتی باشد که ممکن است گریبانگیر مسافران ناوارد شود و آنها را به کام مرگ بکشاند. سالهای متمادی، هیچکس جرات آنکه به «ریگ جن» سفر کند و راز این کویر اسرارآمیز را کشف کند، نداشت، یا اگر حتی جراتش را هم داشت، به دلیل ناآشنایی با منطقه در راه میماند، اما بالاخره چند سال پی، طلسم «ریگ جن» توسط علی پارسا،کویرشناس مقیم آمریکا شکسته شد. او به همراه آقای میرانزاده، رئیس وقت پارک ملی کویر، با هواپیما بر افراز ریگ جن رفتند تا ثابت کنند که هیچ چیز شگفتانگیزی در ریک جن وجود ندارد.
علی پارسا، اما یک سال بعد، با ماشین وارد «ریگ جن» شد و بعد از آن بسیاری از کویرنوردان از «ریگ جن» گذشتند. البته با تجهیزات کامل، که نه گرفتار روح شدند و نه جن زده!
مهمترین مسئله اینکه اگر تا به حال کویر نوردی نکردهاید و به اصطلاح حرفهای نیستید، برای اولین تجربه، به هیچ عنوان «ریگ جن» را برنگزینید که در این صورت، رفتنتان با خودتان است و برگشتنتان با خدا، حتی اگر هم حرفهای هستید، حتماً به طور گروهی به این منطقه سفر کنید. بهترین وسیله برای سفر به این منطقه جیپهای سبک وزن است، نقشه را هم فراموش نکنید، چون سفر به «ریگ جن» بسیار خطرناک است.
برای سفر به «ریگ جن» حداقل باید به اندازه دو هفته آب، بنزین، غذا و وسایل فنی ماشین را به همراه داشته باشید. در ضمن، بلد محلی را فراموش نکنید، چون محلیها معمولاً آدمهای کار کشتهای هستند و علاوه بر تعیین مسیر، حتی در شرایط سخت، خیلی خوب میتوانند راهنماییتان کنند.
بخشی از منطقه، نسبتاً مسطحتر است با تپهها کوچکتر، بنابراین عبور از آن نسبتاً آسان به نظر میرسد ولی با کمی پیشروی، با کم شدن ارتفاع به اراضی باتلاقی میرسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی میرسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی میرسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی بیفایده است، بنابراین بهتر است از سمت شمال غربی به حرکتتان ادامه دهید. وقتی آخرین کوههایی که 2300 متر ارتفاع دارند را رد کردید، به بخش شمالی «ریگ جن»میرسید. از اینجا، کوه دماوند را هم میتوانید ببینید. با ادامه این مسیر، به پارک ملی کویر میرسید.
اگر شما مسیر دیگری را میپسندید، میتوانید با استفاده از نقشه و راهنما، مسیر جدیدی را تجربه کنید، اما تمام سختیها و بالا و پایینها، یک طرف و آسمان پرستاره شبهایی ریگ جن هم یک طرف. خوابیدن روی شنهای روان، روی تپهای بلند و چشم دوختن به آسمانی که حتی یک نقطه سیاه ندارد و شهاب سنگهایی که هر از گاهی مثل تیر فرشتگان حافظ زمین، که شیاطین را از نزدیک شدن به زمین باز میدارند، تمام خستگی روزانه و در شن و باتلاق فروفتن را از تن شما میزداید!
محلیهای این منطقه، چوپانها و ساربانها معتقدند که اگر کسی پایش به ریگ جن برسد، بلافاصله ناپدید و توسط ارواح و موجودات ماورایی به قلب ریگجن فرستاده میشود!
یکی از کاوشگران میگوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه میرسند، میایستند و به هیچ عنوان حرکت نمیکنند!
آیا واقعاً این منطقه مثلث برمودای ایران است؟ «آلفونز گابریل» اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشتند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ کدام نتوانستند از این بخش از کویر عبور کنند و ناچار به سمت یزد برگشتند.
ریگ جن، شگفتانگیزترین اسرارآمیزترین و ترسناکترین منطقه ایران است، با باتلاقهای سهمگین که مرگ را برای هر موجودی زندهای به ارمغان میآورد. اتفاقات بیپاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزارهای این منطقه محل قتل و دفتن موجوات زنده بسیاری بوده است.

Wednesday, 6 July 2011
Subscribe to:
Posts (Atom)








